قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1809
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و بيست و يكم از رحلت خير البشر در اين سال ، جماعتى از اتراك در واسط بر سيف الدّوله حمدان بيرون آمده قصد كشتن او كردند . سيف الدّوله از آن حال خبر يافته در ساعت از واسط بيرون رفته متوجّه بغداد گشت و اكثر سپاه او به توزون ملحقّ گشت . چون ناصر الدّوله در بغداد اين خبر شنيد و قبل از اين او نيز از تركانى كه نوكر او بودند متوهّم مىبود ، فى الحال راه موصل پيش گرفته از بغداد به در رفت و تركان خانهء او را غارت كردند و بسوختند . زمان امير الأمرايى ناصر الدّوله در بغداد سيزده ماه و پنج روز بود . القصّه ، چون سيف الدّوله به بغداد رسيد از خليفه ، المتّقى باللّه ، زر طلبيد كه بر سپاه تقسيم نموده متوجّه دفع توزون شود . خليفه جهت او چهار صد هزار درم فرستاد و سيف الدّوله آن را بر لشكر قسمت نمود ، امّا با وجود آن چون خبر توزون به جانب بغداد رسيد بىدرنگ برادر خود ، ناصر الدّوله ، فى الحال از بغداد بيرون آمده راه موصل پيش گرفت . و در بيست و پنجم ماه رمضان اين سال بود كه توزون با شوكتى تمام به شهر بغداد درآمد و خليفه ، المتّقى باللّه ، او را خلعت داده مرتبهء امير الأمرايى به او ارزانى داشت . و در اين وقت ، ابو عبد اللّه بريدى فرصت غنيمت دانسته از بصره ايلغار نموده به واسط آمد و گماشتگان توزون را از آنجا اخراج نمود . توزون چون با خود انديشيد ديد كه اگر فى الحال متوجّه دفع بريدى شود ناصر الدّوله و سيف الدّوله از موصل به بغداد آمده مدد بريدى خواهند كرد و كار بر وى مشكل خواهد شد . بنابراين ، صلاح ديد كه با ايشان دوستى كند . پس ثمال نام غلام معتمد سيف الدّوله را كه در بند توزون بود ، به اعزاز و اكرام پيش سيف الدّوله فرستاد و آل حمدان با او به واسطهء اين نيكويى در مقام دوستى شدند . و در همين سال ، ابن منصور اسحاق بن المتقّى باللّه علويه ،